أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
431
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گرفتهاند بدون من روز قيامت هيچ نفعى حاصل نشود آنان را از ايشان و ملجأ و ملاذى از عذاب پيدا نيايد ، ايشان از عذاب ما كجا رهند ؟ ! و از عقاب چگونه خلاص يابند ؟ ! كه ما نهادهايم و بساختهايم مر اين كافران را و آماده كردهايم در دوزخ نزلى و روزئى و منزلى و مقامى . و بعضى گفتند كه [ نزل ] طعام باشد و مراد به [ عبادى ] عيسى و فريشتگاناند يعنى اينان فردا تبرّا كنند از ايشان . عبد اللّه عبّاس گفت : مراد شياطيناند و أصنام نيز گفتهاند « 1 » چنان كه گفت : انّ الّذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 103 تا 106 ] قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالاً ( 103 ) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ( 104 ) أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً ( 105 ) ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً ( 106 ) بگوى اى محمّد كه : خبر دهيم ما شما را بآنانكه زيانكارترين همهء جهانياناند بكردارها ؛ براى آن ذكر خسران كرد كه حال ايشان تشبيه كرد به حال بازرگانى كه رنج برد و كار كند اميد سود را ؛ چون بنگرد بدل سودش زيان بود و بعوض زيادت نقصان ؛ و هر چه كرده باشد به روى تاوان بود آن زيانكارانى كه سعى ايشان و آمد و شد ايشان و كردار ايشان باطل شد و در ضلال و هلاك افتادند در دنيا از آن سبب كه نه بجاى خود و نه بوجه مأمور به « 2 » در وجود آرند [ وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ ] و آنگه ايشان پندارند كه كار نيكو ميكنند . تا مراد به اين آيت چيست ؟ گفتند : قسّيسان و رهبانان و عابدان ترساياناند ابو الطفيل گفت : عبد اللّه بن الكوّا از امير المؤمنين على ابن ابى طالب عليه السّلام اين آيت را پرسيد گفت : أهل حروراء « 3 »
--> ( 1 ) - اشاره بقول قتاده است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « مقاتل گفت : مراد اصناماند و ايشان را عباد خواند چنان كه گفت : انّ الّذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم » . ( 2 ) - كلمهء [ به ] در نسخ اين تفسير نيست و از تفسير ابو الفتوح ( ره ) اضافه شد . ( 3 ) - در مراصد الاطلاع گفته : « حروراء بفتحين و سكون الواو و راء أخرى و الف ممدودة قرية به ظاهر الكوفة ؛ و قيل : موضع على ميلين منها ؛ اجتمع فيها الخوارج الّذين خالفوا علىّ بن أبى طالب فنسبوا اليها » در منتهى الارب گفته : « حروراء كحلولاء و قد يقصر دهى است بكوفه ؛ حروريّه گروه خوارج منسوب است به آن » .